روش اجرای کامل در سبک فیروزی
این روش، ترکیبی است از هنر سنتی، دانش برهمکنش نور و ماده، مواد هوشمند و فناوریهای پیشرفته که به آفرینش آثاری میانجامد که در ذات خود پویا، تعاملی و غیرقابل تکثیر هستند.
۱. مرحله طراحی و برنامهریزی دانشبنیان
- طراحی بر پایه دانش نور:
فرآیند با مطالعهای ژرف درباره «چگونگی کنش و واکنش نور و ماده» در اندازههای گوناگون آغاز میشود. هنرمند در اینجا نقش یک طراح سامانههای نوری را بر عهده میگیرد.
در این مرحله، ویژگیهایی مانند زاویه تابش نور، رنگهای ویژه، شکست نور، بازتاب و گذر آن از مواد مختلف، به دقت برآورد و شبیهسازی میشود.
هدف، طراحی مسیرهایی برای نور است که از درون کالبد اثر گذر میکنند و با برخورد به لایهها و مواد گوناگون، پدیدههای دیداری مانند دگرگونی رنگ، درخشش متغیر یا پدید آوردن الگوهای پیچیده نوری را میآفرینند. - گزینش مواد هوشمند و پیشرفته:
بر پایه طرح نوری، مواد هوشمند ویژهای برگزیده میشوند. این مواد فراتر از انواع رنگپذیر با نور یا دما هستند و میتوانند شامل موارد زیر باشند: - مواد رنگپذیر با برق:
موادی که با اعمال جریان الکتریکی کم، رنگ یا شفافیت خود را تغییر میدهند. - مواد درخشان:
مانند رنگهای نورافشان که نور را در خود نگه میدارند و در تاریکی میتابانند. - پلیمرهای هوشمند:
موادی که شکل یا حجم آنها در پاسخ به عوامل بیرونی مانند نور، دما یا رطوبت دگرگون میشود. - مواد در اندازه نانو:
به کارگیری ذرات بسیار ریز با ویژگیهای نوری بیهمتا برای دستیابی به اثرهای رنگی و بازتابی که در اندازههای معمولی شدنی نیست.
۲. مرحله اجرای فیزیکی و کار دستی
- آفرینش اثر حجمی با روشهای استادانه:
هنرمند از روش ابداعی سبک فیروزی و مهارت خود در حجمسازی سهبعدی بهره میبرد. این ممکن است شامل روشهایی مانند ساخت حجم با رزینهای شفاف، شیشهگری، یا دگرگون کردن طرحهای تزئینی سنتی به یک ساختار سهبعدی نورگذر باشد.
در این مرحله، اثر به صورت یک «کالبد فیزیکی» دست ساز ساخته میشود که هم زیباییشناسی سنتی را در خود دارد و هم به عنوان یک «محیط گذر نور» کار میکند. - ساخت ترکیبهای شیمیایی سفارشی و یکپارچهسازی:
این مرحله، هنرمند را به یک شیمیدان-هنرمند دگرگون میکند. ترکیبهای شیمیایی (مانند رنگها، پلیمرها و پوششها) به گونه سفارشی در آزمایشگاه کوچک کارگاه ساخته میشوند.
این ترکیبها با دقت بسیار در لایههای گوناگون اثر کار گذاشته میشوند تا در برخورد با نور (طبیعی یا ساختگی) یا دیگر عوامل محرک، واکنشهای پیشبینی شده را نشان دهند. این کار باعث میشود هر اثر از نظر «امضای نوری-رنگی» کاملاً یکتا و بیهمتا باشد. با توجه به روش انحصاری ساخت فیزیکی آثار هنری سبک فیروزی و همچنین استفاده انحصاری هنرمند از مواد واکنشی مختلف و ترکیبات تخصصی و تجربی انواع مواد، میتوان به جرعت گفت هیچ گونه دستگاه ها و پرینترهای سه بعدی مدرن قادر به کپی برداری از آن نیست. اینجا موضوع عدم توانایی و پیشرفت تکنولوژی نیست بلکه موضوع روشهای و استفاده از مواد استاندارد این دستگاه های مدرن سه بعدی است که محدود میباشد،این دستگاه های مدرن در تولید هرگونه حجم سه بعدی بدون هیچ محدودیتی با مواد و روش استاندار خود،طرح های پیچیده را به راحتی اجرا میکنند. اما سبک فیروزی برای به دست آوردن زیباترین واکنشهای نوری تمامی این استانداردهای محدود کننده را کنار میگذارد. سبک فیروزی در بسیاری از موارد فنی و اجرایی و حتی تعاملی نمایشی، انحصاری است.
اما در دو مورد اصلی که بیان شد، این سبک هنری را هم در میان ابزارها و تکنولوژی های مدرن تکثیر و هم در میان دیگر هنرمندان دست ساز، تکنیک ها و روشهای اجرای آن را انحصاری نگه میدارد.
۳. مرحله یکپارچهسازی فناوری و هوشمندسازی
- نصب و برنامهریزی سامانه ریزگرداننده:
یک یا چند ریزگرداننده در قلب اثر جاسازی میشوند. این سامانه، «مغز دیجیتال» اثر است.
این ریزگردانندهها، منابع نور (مانند نورافشانهای قابل برنامهریزی)، حسگرها (دما، نور، حرکت، صدا) و بهرهبردارهای مواد رنگپذیر با برق را کنترل میکنند. برنامهریزی آنها میتواند شامل دستورالعملهای پیچیده برای آفرینش ریتمهای نوری تصادفی ولی هماهنگ باشد. - هوشمندسازی با سامانههای هوشمند محاسباتی و یادگیری ماشینی:
یک مدل هوشمند محاسباتی سبک بر روی ریزگرداننده یا یک سرور کوچک محلی به کار انداخته میشود.
کارکرد سامانه هوشمند این است:
یادگیری از کنشها: دادههای رسیده از حسگرها (مانند شمار بازدیدکنندگان، بلندی صدا، حرکتها) را واکاوی کرده و الگوهای رفتاری بیننده را میآموزد.
تکامل پویا: با گذشت زمان، الگوهای نوری و رنگی اثر را بر پایه این دادهها تغییر میدهد تا اثر «رو به تکامل» باشد و هیچگاه به طور دقیق تکرار نشود.
آفرینش پاسخهای یکتا: میتواند حالتهای عاطفی گوناگونی (آرامش، شادمانی، تمرکز) را بر پایه کنش و واکنش بیننده بازآفرینی یا خلق کند.
افزودن بعد چهارم به آثار دست ساز سه بعدی (زمان و تعامل مخاطب از طریق هوش مصنوعی):
این مرحله، اثر را از یک موجود ایستا به یک “هستی پویا” تبدیل میکند. بعد چهارم هوش، در اینجا دو رکن اساسی دارد: زمان (تکامل اثر در طول زمان) و تعامل مخاطب از طریق هوش مصنوعی (تأثیرپذیری اثر از رفتار مخاطب و پاسخ هوشمند به آن).
برای تجسم این بعد، از فناوریهایی مانند واقعیت افزوده (AR) یا واقعیت آمیخته (MR) به عنوان یک “پنجره” یا “رابط” کمکی استفاده میشود. بیننده میتواند با به کارگیری رایانه لوحی یا عینک ویژه، پیشینه دگرگونی اثر، لایههای پنهان معنایی یا پویانماییهای واکنشگر را ببیند.
این بخش، “حافظه و هویت دیجیتال” اثر را شکل میدهد که گذر زمان و پیشینه کنشها را در خود نگه میدارد و نمایش میدهد.
در اینجا ایجاد بستری ترکیبی هوشمند و تعاملی برای حالت های غیر واقعی دیجیتالی با اثر فیزیکی واقعی، یکی از اتفاقات جذاب و ویژه سبک فیروزی است. که باعث درگیر شدن هم زمان چندین حس مخاطب بر یک اثر میشود و او را دچار واکنشهای احساسی و عواطف عمیق تری میکند.
۴. مرحله ایجاد بستر تعاملی و اجتماعی در آثار هنری اتصال به شبکه
- توسعه برنامه کاربردی تعاملی ویژه:
یک برنامه کاربردی برای گوشی همراه طراحی میشود که در نقش «رابطه احساسی» بین بیننده و اثر کار میکند. - بهرهبرداران از طریق این برنامه میتوانند:
به طور مستقیم بر اثر اثر بگذارند: با برگزیدن یک «حالت احساسی» در برنامه، رنگ و رفتار نور اثر را دگرگون کنند.
دادههای شخصی وارد کنند: وارد کردن عکس، صدا یا نوشتهای که از سوی سامانه هوشمند، تحلیل شده و به یک الگوی نوری تازه دگرگون میشود.
شاهد پیشینه کنشها باشند: روند دگرگونی و تکامل اثر را در درازای زمان دنبال کنند. - دگرگونی بیننده به شریک هنری:
در این مرحله، بیننده به «همآفریننده» اثر دگرگون میشود. دادههای احساسی و رفتاری که او فراهم میکند، در نقش «سوخت تکاملی» برای سامانه هوشمند عمل میکند.
این فرآیند، یک «سامانه زنده هنری» پدید میآورد که در آن مرز بین آفریننده، اثر و بیننده برای همیشه از میان میرود.
نکته بنیادین و برآیند نهایی:
دستاورد این فرآیند چهارگانه، آفرینش «هستیهای هنری هوشمند» است. این آثار به دلیل آمیزش بیهمتای هنر دست، فرمولهای شیمیایی سفارشی، برنامههای رایانهای ویژه و دادههای یادگیری یکتا، حتی با پیشرفتهترین دستگاههای بازتولید نیز غیرقابل تکثیر هستند. هر اثر، یک «فرا-شاهکار» است که ادامه زندگی، دگرگونی و معناآفرینی خود را وامدار کنش و واکنش بیپایان با جامعه بینندگانش میباشد.